سيد على اكبر برقعى قمى

42

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

و صاحب كتاب خلق الانسان و كتاب خلق الفرس و كتاب الامثال و كتاب غريب الحديث و غير اين‌ها و متوفّى 304 . و نيز فرزندش ابو بكر محمّد بن قاسم ابن محمّد بن بشّار انبارى از اعلام افاضل نحويان و لغويان كه در قوّت حفظش گويند سيصد هزار شعر شاهد براى قرآن حفظ داشت و صاحب كتاب الاضداد و كتاب الكافى و كتاب الزاهر و كتاب ادب الكاتب و كتاب الامالى و شرح مفضّليّات و غير اين‌ها و متوفّى 327 . و از جمله : ابو طالب عبد اللّه بن ابى زيد انبارى از دانشمندانى كه بسيار كتاب پرداخت و يك‌صد و چهل كتاب تصنيف و تأليف كرد ، از جمله : كتاب البيان عن حقيقة الانسان و كتاب الشافى فى علم الدّين بدان منسوبند . و ياقوت شهر ديگرى را در بلخ به نام انبار ذكر كرده ؛ امّا شهر مشهور انبار ، همان است كه مذكور گرديد . أندرابى : با فتح همزه و سكون نون و كسر دال بىنقطه منسوب است به اندراب « 1 » و اندرابه نيز گويند و آن شهركى است ميان غزنه و بلخ و ابو عبد اللّه احمد بن ابى عمرو مقرى اندرابى معروف به احمد زاهد و صاحب تصانيف نيكو در علم قرائت و متوفّى 470 به آن منسوب است . أندلسى : با ضمّ همزه و دال بىنقطه و ضمّ لام و سكون نون پس از همزه منسوب است به اندلس « 2 » و با فتح همزه نيز آن را ضبط كرده‌اند و آن كشورى است مشهور در قارّهء اروپا كه چندين قرن در تصرّف مسلمين بود و خلفاى بنى اميّه در آن سلطنت كردند و آن را اسپانيا نيز گويند و از اين كشور دانشمندان بسيار برخاسته‌اند ، از جمله : ابو بكر احمد بن محمّد بن عبد ربّه قرطبى اندلسى مروانى از مشاهير علما و فضلا و صاحب كتاب عقد الفريد و ديوان شعر و متوفّى 328 .

--> ( 1 ) - اندرآب : نام چند روستا در سر ولايت نيشابور و روستايى از بخش شهرستان سراب و روستايى از بخش شهرستان اردبيل و نيز نام رودى در آذربايجان كه از كوه سبلان سرچشمه مىگيرد ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 184 ) . ( 2 ) - اندلس : ناحيه‌اى است در جنوب كشور اسپانيا كنار درياى مديترانه و اقيانوس اطلس به وسعت - 87570 كيلومتر مربّع كه مشتمل بر هشت ولايت است . رودخانهء وادى الكبير آن را مشروب مىسازد و رشته‌كوههاى سيرامورنا و سيرانواداشلير در آن واقع است . در سال 92 هجرى مسلمانان به سردارى طارق ابن زياد غلام موسى بن نصير ، اندلس را به تصرّف در آورد و تا سال 128 هجرى اين سرزمين به وسيلهء حكامى كه از دمشق گسيل مىگشتند اداره مىشد . اوّلين بار عبد الرحمن يكى از نوادگان هشام خليفهء دهم اموى خود را امير اندلس خواند و سلسلهء امويان را بدين‌ترتيب تأسيس كرد . تا سال 422 حكومت امويان طول كشيد ، از آن سلطنتهاى كوچك محلّى پيدا شد ( ملوك‌الطوايف ) اين تفرقه فشار مسيحيان را به مسلمانان براى پس گرفتن سرزمينهاى خود بيشتر كرد . از سال 479 به بعد مرابطون فرمانروايان بر سر شمال آفريقا به كمك ملوك‌الطوايف آمدند و كم‌كم بر اسپانيا مسلّط شدند . در اواسط قرن ششم موجدون ، مرابطون را برانداختند . ازآن‌پس تا دو قرن و نيم ، تنها امارت اسلامى اسپانيا ، امارت غرناطه بود و در سال 898 هجرى غرناطه نيز به دست مسيحيان افتاد و حكومت اسلامى خاتمه يافت . مسلمانان در زمان حكومت خود در اندلس در نشر تمدّن اسلامى كوشيدند و تمدّن درخشان و معمارى پرشكوه كه نمونهء آن قصر الحمراء در غرناطه است به وجود آوردند ( الحلل السندسيّة فى الاخبار و الآثار الاندلسيّة ؛ فرهنگ فارسى / معين : 5 / 184 ؛ لغتنامه / دهخدا : 8 / 375 و 376 ) .